چیزهایی هست که نمی دانی ...

خاطراتِ یک مغزِ گِردو ...!

چیزهایی هست که نمی دانی ...

خاطراتِ یک مغزِ گِردو ...!

چیزهایی هست که نمی دانی ...

بسم الله الرحمن الرحیم
تمام حرف هایم، تمام دنیایم بین این دو حرف معنا می شود الف تا ی ... اما خودم میان این دو حرف محصور شده ام ... " احیائی "
من مهم نیستم یعنی از نظر من هیچ کس مهم نیست :) این افکار آدم هاست که اهمیت داره ...
افکارتون زیبا باشه ان شاءالله ...

جایِ امن ...

سه شنبه, ۹ تیر ۱۳۹۴، ۰۱:۴۰ ب.ظ

تو را زمان و مرا زمانه خواهد برد ... 

داشتم شعر می خوندم، عکس ها رو نگاه می کردم ... هنوز هم می تونم با تک تک شون یه حس عجیب غریب پیدا کنم و کلی سوال تو ذهنم بیاد که یعنی چی ؟! چرا مثلا ؟! ... اما چیزی که مهمه اینه که دیگه خیلی وقته که مهم نیست ... من از اولش پایان قصه را می دونستم اصلا خودم پایانش رو همون اول جوری که دلم می خواست نوشتم ! یه پایانِ کلیشه ای ! چون دوست می داشتم همین جوری باشه ... می دونستم قراره چی بشه و من چی کار کنم ... اما هنوز هم واقعا معتقدم این چیزی از جذابیت لحظه لحظه ش کم نکرد ...

دنیا پرِ از قصه های تکراری ...! آدمای تکراری ... موقعیت های تکراری ! همه فکر می کنند قصه خودشون با بقیه فرق می کنه ! در صورتی که نداره ...! من همین جا اعتراف می کنم که قصه منم یکی از کلیشه ای ترین قصه های دنیا بود !!!

۹۴/۰۴/۰۹ موافقین ۳ مخالفین ۰
بچه زنده -