چیزهایی هست که نمی دانی ...

خاطراتِ یک مغزِ گِردو ...!

چیزهایی هست که نمی دانی ...

خاطراتِ یک مغزِ گِردو ...!

چیزهایی هست که نمی دانی ...

بسم الله الرحمن الرحیم
تمام حرف هایم، تمام دنیایم بین این دو حرف معنا می شود الف تا ی ... اما خودم میان این دو حرف محصور شده ام ... " احیائی "
من مهم نیستم یعنی از نظر من هیچ کس مهم نیست :) این افکار آدم هاست که اهمیت داره ...
افکارتون زیبا باشه ان شاءالله ...

دگردیسی ...!

چهارشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۳۸ ب.ظ

باز من هول شدم ! بنرهای نمایشگاه صنایع دستی که به چشمم خورد شیپور برداشتم همه رو دیوونه کردم که بریم بریم ...! رفتیم، با مان جان هم رفتیم ولی یه جورایی سرکاری بود ...! یعنی کل نمایشگاه بین المللی مربوط بود به مبلمان و سایر متعلقات ! یه سالن هم محض رضای خدا گذاشته بودن واسه صنایع دستی ...! اصلا الان چند روزه یه حالی از من گرفته شده که حد نداره :| ولی به جاش مان جان به نظرم خیلی کیف کردن قشنگ معلوم بود ...! این خیلی خوبه ها یعنی اصلا واسه حال خودم هم که شده هی به خودم روحیه میدم که ببین مبلمان هم یه جور صنایع دستی محسوب میشه به روایتی !!! احساسش یه کم متفاوته درک کن ! " بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری !!! " ولی خب حیفِ اون همه ذوق حیفِ این همه احساس :) واقعا که !

پی نوشت : اونجا که بچه به باباش گفت " بابا اینا خوردنین ؟! " من داشتم ... :|

http://www.aparat.com/v/J7kP8
۹۴/۰۵/۲۱ موافقین ۳ مخالفین ۰
بچه زنده -

نظرات  (۶)

سلام علیکم مومن
نظر مربوط به اون مطلب بوده و نمیشه زیر این مطلب گذاشت (لبخند)
آخه قرو قاطی میشه
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
پاسخ:
سلام . ای بابا ولی کنجکاوی سمعی بصری ما همچنان بی قر و قاطی سر جاش هست :)
سلام بچه زنده جان :)
من می دونستم شهاب میباره. یه گروه رصد هم می دونستم میخواد بره تماشا! ولی موقع وقوع یادم رفت یعنی اونقده کار یهویی پیش اومد که فرداش یادم اومد که دیشب شهابا رو از دست دادم :(

+ خوب اینها هم صنایع دستی صنعتی! محسوب میشن دیگه. پیرو فرموده خودتون " بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری !!! " گفتم البته =))
پاسخ:
سلام به روی ماه شما :) آره من خودم هم شب اول همین جوری کار داشتم از ذهنم رفت بعد هم که مشغول رصد آسمون شدم چیزی گیرم نیومد :)
بله بله صد در صد :|
سلام علیکم مومن
چه معنی داره همه نظرات رو بستید ؟
ما مطلب صبحتون رو باز کرده بودیم بخونیم بلا فاصله که گذاشتید
الان اومدیم بعد خوندن نظر بذاریم دیدم پرید و نظرات بسته شده
منم که میگم صلاح مملکت خویش خسروان دانند
ماچیکاره ایم (لبخند)
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
پاسخ:
سلام . باید عرض کنم که شما علاوه بر اینکه بزرگوارید اختیار هم دارید :)) نه من از ایتدا قصد می کنم مثلا پست مورد نظر نظرش بسته باشه اما گاهی اولش یادم میشه اون تیک رو بردارم اینجوری میشه :) ولی شما هم که آخر نظرتون رو نفرمودید که :)
بله اون که صد البته
و خوشحالم که میتونم بخونمت:)
پاسخ:
زنده باشید :)
سلام مومن. جزاکم الله خیرا

ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام علیها، آغاز دهه ی کرامت و روز دختر را صمیمانه به شما تبریک میگم...

شهاب بارون خیلی زیباست...
یادمه یه سال نصفه شد شهاب بارون بود...با چه شکنجه ای بیدار موندم اما وقتی دیدم خواب از سرم پرید...از بس قشنگ بود{لبخند}

دکتر شریعتی رحمة الله علیه می گفت بچه که بودیم نگاهمون به آسمون بود...شهاب بارون را که می دیدیم می گفتیم این تیری بود که فرشته ها زدند به یه شیطون که نره اون بالاها...
بزرگتر که شدیم نگاهمون زمینی شد و شهاب را پدیده ای طبیعی می دونستیم که بر اثر فلان اتفاقات رخ میده...


عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
سلام . متشکرم زنده باشین من هم متقابلا تبریک عرض می کنم و التماس دعا تو این روزها :)
بله عمرشون خیلی کوتاهِ اینقدر سریع رد میشن که من خودم اون شب شک داشتم دو تا دیدم یا سه تا :)) چه جالب تعبیر کودکی خیلی قشنگ تره و لطیف تره البته ...
حالا سنگ بارید؟! همون دو تا جرقه ی کوچولو یعنی؟
من که میدونستم و نه دیدمشون :( خب مدت مدیدیه اخبار مخبار نمیبینم :| خو تلویزیونمون خراب بود تازه درست شد :|
پاسخ:
سلام اناربانو . آره دیگه حالا بچه سنگ بود یعنی ریگ :) ولی خب به جاش شهاب شون بود :) من منبع خبری به این خوبی به این راستگویی :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی