چیزهایی هست که نمی دانی ...

خاطراتِ یک مغزِ گِردو ...!

چیزهایی هست که نمی دانی ...

خاطراتِ یک مغزِ گِردو ...!

چیزهایی هست که نمی دانی ...

بسم الله الرحمن الرحیم
تمام حرف هایم، تمام دنیایم بین این دو حرف معنا می شود الف تا ی ... اما خودم میان این دو حرف محصور شده ام ... " احیائی "
من مهم نیستم یعنی از نظر من هیچ کس مهم نیست :) این افکار آدم هاست که اهمیت داره ...
افکارتون زیبا باشه ان شاءالله ...

هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی ...

سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۴، ۰۴:۰۲ ب.ظ
یک چارقد بسیار زیبا هدیه گرفتم دیشب :)) همین چند روز پیش، روز دختر هم مان جان یک عدد چارقد هدیه دادن ...! در این که من چارقد دوست می دارم که شکی نیست ولی این شخصیت و عزت نفس ما دیشب کشت ما رو ! انصافا به نوبه خودم خیلی تلاش کردم قبول نکنم نشد :) قشنگ معلومه خیلی خوش سلیقه ان ها، خیلی ...! نه به خاطر چارقد و اینا ! نه ...! کلا همینجوری :|
پی نوشت : از دیشب زره فولادی پوشیدم، کفش آهنی، کلاه خود و سایر ادوات نظامی و جنگی ...! دارم همین جور راه میرم ! اونم کجا ؟! رو مغز مان جان اینا ...! یعنی میشه بشه واقعا ! دیشب که تا پنج صبح به شخصه نخوابیدم ! صبح نه یعنی همین چند ساعت پیش، یا به عبارتی لنگِ ظهری پا شدم دیدم ای بابا هر چی من دیشب رشته بودم باز پنبه شده !!! دوباره رفتم رو منبر تا همین الان ! فکم درد می کنه والا ... الان دیگه به مان جان گفتم تو رو خدا یه صلوات بفرستین ختمش کنین ... صلوات رو که اجالتا فرستادن تا ببینیم باز چه نقشه ای می کشن دو نفری :)) قضیه اینه که این مادام مسیو به حال خودشون باشن جمیع اجداد مومنین و مومنات دو طرف رو از تو قبر در میارن به زور بهشون شیرینی و شام میدن ! استغفرالله ...
هر چی میگم پدر من، عزیز من، جان من ... بزرگوار ! خب چرا آخه ... یه دفعه برای شادباش چی میگن ولیمه، اصلا هر چی همه مهمونا همه اونایی رو که دوستشون داریم آشنا دوست فامیل رو مهمون می کنیم کیف می کنیم از دیدنشون حالمون جا میاد خوشحالی می کنیم بسه دیگه ... اسراف میشه خدا رو خوش نمیاد ...
اصلا من در گوشی میگم بابای من ذاتا مهمون کردن رو دوست می دارن عجیب ...! خوششون میاد :| ولی خب منم اگه نتونم این قواعد ساختگی دست و پاگیر اسراف کن من درآوردی رو به هم بزنم دختر این بابا نیستم ! بچه زنده نیستم ! این خط این نشون :| اینجوریاست ...
خدا رو صد هزار مرتبه شکر که منو آن رفیق بعد از این از روز اول تفاهم داشتیم خود به خود وگر نه چی می شد ...!


۹۴/۰۶/۱۰ موافقین ۳ مخالفین ۰
بچه زنده -