چیزهایی هست که نمی دانی ...

خاطراتِ یک مغزِ گِردو ...!

چیزهایی هست که نمی دانی ...

خاطراتِ یک مغزِ گِردو ...!

چیزهایی هست که نمی دانی ...

بسم الله الرحمن الرحیم
تمام حرف هایم، تمام دنیایم بین این دو حرف معنا می شود الف تا ی ... اما خودم میان این دو حرف محصور شده ام ... " احیائی "
من مهم نیستم یعنی از نظر من هیچ کس مهم نیست :) این افکار آدم هاست که اهمیت داره ...
افکارتون زیبا باشه ان شاءالله ...

ممنون که اینقدر انسانی !

پنجشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۳۶ ب.ظ
این شعار تبلیغاتی یه کمپین نیست ! این حرف دل منه و اینجا دقیقا وسط حرفای ذهنم ...! به کمپین "ممنون که مهربونی ! " بپیوندید ! دفعه اول که بیلبورد تبلیغاتی با این شعار دیدم با خودم گفتم نامردا خب حالا حرفای آدم رو بر می دارید اوکی بابا ! حق تبلیغاتشو که بدین لااقل :| 
قبل از این حرفا یه سری که بابا عباس از یه نونوایی تعریف می کرد و این که همیشه نون خوب دست مردم میده بی هوا گفتم خب یه دفعه ازشون تشکر کنین ! درسته که شغل شون همینه ولی تو این بازار وانفسا به نظرم باید از بعضی ها تشکر کرد که وظیفه شون رو درست انجام میدن ...

اینا مهم نیست ... وقت ندارم باید برم سر مقاله ! بی خودی دارم خودمو می کوبم به در و دیوار ! اصل مطلب اینه که دیشب بعد از سه ماه اولین مهمان های ما اومدن ! یه زوج جوان که تازه یه ماه و نیم از عقدشون گذشته ... من شناخت درست و حسابی نداشتم ازشون ولی دیشب کلی چیز شنیدم از زندگی شون که خب خیلی برای من قابل هضم نبود ... حتی الان هم فکرش منو ناراحت می کنه ... اینکه آدم بعد از این مدت کوتاه بگه "شاید تو انتخابم اشتباه کرده باشم !  " برای من یکی خیلی قابل درک نیست ... من نمی فهمم واقعا ...!
نمی دونم چطور باید تشکر کرد از خدا ... به گواهی همین روز و همین لحظه و همین انگشت هایی که دارن می نویسن خدایا ممنون به خاطر همه جبرها و اختیارهات ... ممنون به خاطر همه خوبی های بی اندازت ...

 خدا آخر و عاقبت همه مون رو ختم بخیر کنه ...

۹۵/۰۵/۰۷ موافقین ۳ مخالفین ۰
بچه زنده -